تبليغاتX
عصر اون روز


عصر اون روز

موسیقی و ...
عصر اونروز
 

     چه خوابها ئی برای هم دیده بودیم٬ من که هنوز برایت خوابهای طلائی می بینم

    توی خواب هم اون چشمات هنوز دیوونه ام می کنه٬ چشمای سیاهت! یادمه

    وقتی می رفتی... بگذریم.

    هنوزم نمی دونم٬ نمی دونم این عادت یا عشق٬اما می دونم که امروز تو با منی

    اما نه با این من!

    ولی یاد تو همیشه اینجاست٬ اینو جدی می گم٬ نمی تونم ترانه ای را بخونم و به 

    یادت نیفتم . بگو که هنوز دوستم داری! بگو که دروغ محض نیست.

    همه حرفای قشنگت رو بهم برگردون

     عصر اونروز زیر بارونو بهم برگردون...

 

  

+نوشته شده در جمعه هفتم فروردین 1388ساعت0:4توسط فرزاد فرومند |
نقد موسیقی روز : ( 1 )
     * هر ستاره شبی است که از تو دورم

                                                              کاش اسمان ستاره نداشت ! *

تا به حال به این فکر کرده اید که عاشقانه های یک شاعر ٬ اهنگساز و یا حتی خواننده می تواند

 واو به واو  زندگی خودش باشد و یا صرفا" یک اثر کاملا" حسابگرانه جهت خوشامد مخاطب؟

واقعا" چطور می شود فهمید یک اثر عاشقانه از کدام موارد ذکر شدهء  فوق است ؟

ایا در این شرایط تولید و مصرف فوری ٬ تمامی محصولات موسیقیا یی ارائه شده ٬ جهت جذب

مخاطب است؟

ایا  میتوان برای بعظی از انها اصالت و استقلال هنری و احساسی قائل شد؟  انهم در شرایطی که 

بیشتر این تولیدات حتی از پائین ترین سطح کیفی برخوردار نیست؟ یا اینکه باید بپذیریم  کیفیت و

استاندارد اثر ربطی به شاخصه های هنری اش ندارد و این حرف و ایده است که تمامی ماجرا را

پیش می برد .

یا اینکه عبارت : باید همه چیزمان به همه چیزمان بیاید! توجیه خوبی برای گذشتن یا بهتر بگویم 

گذشت کردن از ابتدایی ترین اصول مرسوم هر کاری است؟  

منتظر نظرات تان می مانم...

+نوشته شده در دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت23:22توسط فرزاد فرومند |
خیال من
دیشب خواب دیدم تو هنوز کنارمی. بسیار جای تعجب داشت.  مگه میشه؟ غیرممکنه !

اتفاقا" خودمم تو خواب به همین فکر کردم البته درصدی احتمال اینو دادم که خوابم هم مثل

خودم قاتی کرده باشه. ادمیزاده دیگه!

اما حالا که بیدارم...

از شما چه پنهون منو برده از یاد

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت17:43توسط فرزاد فرومند |
حکایت انکه دلسرد نشد

با هر شکستی میبینی شخصیت تو قوی تر می شود و روح تو تواناتر. بیشتر

و بیشتر ارباب خود می شوی. هراکلیت ژرف اندیش و بزرگ می گوید: شخصیت برابر است با

سرنوشت.

هر شکستی نواقص شخصیت را برطرف می کند. هر چه با صبر بیشتری شکست را بپذیری

کمال می یابی. برای اینکه صبر و بردباری کلید عظمت اند.

                        

                                                                  مارک فیشر

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت15:5توسط فرزاد فرومند |
غزل غزل ها
چه زیباست محبوب من

در جامهء همه روزی خویش

با شانهء کوچکی در موهایش!

هیچ کس ا~گاه نبود که او این چنین زیباست.

 

در سفری بس دراز بدو برخوردیم

نه جامه ئی بر تن داشت

نه شانه ئی در موی

 

چه زیباست محبوب من

که چشم و چراغ مادرش بود

و برادر سراپا غرق بوسه اش می کرد!

هیچ کس اگاه نبود که او اینچنین زیباست.

 

در میدانگاهی یخزده بدو برخوردیم

شماره ئی بر بازوی سپیدش داشت

وستاره ی زردی بر قلبش.

 

شما محبوب زیبای مرا ندیده ا ید؟

 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت21:28توسط فرزاد فرومند |